حسن پيرنيا ( مشير الدوله )

2143

تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )

را داد . مهرداد ، كه بيدار كار خود بود ، بيدرنگ از موقع استفاده كرده بپس‌قراول روميها حمله برد و پس از غلبه بى مانع داخل مملكت خود شد . همين كه مردم پنت از مراجعت او آگاه شدند ، همه مانند يكنفر بكمك او قيام كردند و بر اثر اين احوال ترىياريوس « 1 » رئيس ساخلو رومى در پنت فرار كرده به كابريا « 2 » رفت ، ولى در آنجا ، قبل از اينكه لوكولّوس بكمك او برسد ، با تمامى سپاهش معدوم گشت . پس از آن مهرداد باز پادشاه پنت گرديد . اينكه سهل است بىتىنيّه و كاپادوكيّه هم او را آقاى خودشان دانستند . با اين وضع سردار رومى نتوانست كارى بكند و چاره را در اين ديد ، كه عقب نشسته به طرف سواحل دريا برود ( 73 ق . م ) . روميها براى او كمكى نفرستادند ، زيرا اغتشاشات داخلى و جنگ با راه‌زنان دريائى سيسيل و كريت مانع بود و دزدان مزبور قوّتى بزرگ يافته خطوط ارتباطيّه بحريه روم را قطع كرده بودند . بارى مهرداد هشت سال تمام از طرف روميها نگرانى نداشت و لوكولّوس جرئت نميكرد بوى حمله كند . چون مهرداد هم نميخواست روميها را بجنگ بطلبد ، پيش‌قراولان هر دو طرف در مقابل يكديگر ايستاده بودند ، بىاينكه جدالى كنند . جنگ سوّم اوضاع چنين بود تا در روم پومپه « 3 » روى كار آمد و دزدان دريائى را قلع و قمع كرد . پس از آن او به سمت سردارى لشكر روم بآسيا آمد و بر خلاف سلفش از كارهاى ديپلوماسى آغاز كرد . اوّل قدمى ، كه برداشت اين بود ، كه با دولت ايران ، يعنى پارتىها ، داخل مذاكره شده آنها را بىطرف كرد . بعد اشخاصى را نزد تيگران پادشاه ارمنستان ، كه پسر تيگران مذكور و از طرف مادر نوه مهرداد بود ، فرستاد ، تا بين نوه و جدّ نقارى توليد كنند و آنها بهره‌مند شدند . بر اثر اين اقدامات مهرداد تنها ماند و پومپه در 66 ق . م با لشكرى زياد از سرحدّ دولت پنت گذشت . در ابتداء مهرداد از در صلح وارد شد و بعد ، چون ديد ، كه پومپه براى بستن پيمانى حاضر نيست ، همان اسلوب جنگ گريز را

--> ( 1 ) - Triarius . ( 2 ) - Cabria . ( 3 ) - Pompee .